کُرهی قفسها با ميلههای زرين و چينهدان ِ چيني.
ماهي سُرخ ِ سفرهی هفتسيناش به محيطي تعبير کرد
که هر بهار
متبلور ميشود.
کرکس گفت: ــ سيارهی من
سيارهی بيهمتايي که در آن
مرگ
مائده ميآفريند.
کوسه گفت: ــ زمين
سفرهی برکتخيز ِ اقيانوسها.
انسان سخني نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستيناش از اشک تَر بود.
(احمد شاملو)


يه شب مهتاب


